بعضی از توقفها، فقط برای استراحت نیست؛ برای تازه شدن دل است…

در مسیر مشهد، حوالی نزلآباد، چشممان به موکب کوچکی افتاد که نام زیبای «امالبنین» بر سر در آن بود. نه خبری از تشریفات بود، نه از زرقوبرق؛ اما هر گوشهاش بوی صفا میداد.
پیرمردی که آرام استکانهای چای زغالی را پر میکرد، مادربزرگی که با عشق سفره را میانداخت، جوانهایی که بیوقفه پذیرایی میکردند و کودکانی که با همان لبخندهای معصوم، سهمی از این خدمت داشتند… انگار همه یک حرف را با عملشان میگفتند؛ خدمت، وقتی برای خدا باشد، خودش زیباترین جلوه است.
چای زعفران، شربت خنک، آبگوشت ساده و نان گرم… شاید ظاهرش ساده باشد، اما مزهای دارد که فقط از اخلاص میآید؛ مزهای که تا مدتها در دل میماند، نه فقط بر زبان.
این مردم، بیآنکه نامی بخواهند یا دیده شوند، مشغول ساختن خاطرهای بودند که هر زائری با خودش تا حرم میبرد.
خدا قوت به همه خادمان موکب امالبنین؛ دستهای شما، قبل از آنکه از زائران پذیرایی کند، دلها را مهمان محبت اهلبیت علیهمالسلام میکند.
گاهی تمام شکوه یک سفر، نه در مقصد، که در همین ایستگاههای کوچکِ سرشار از محبت و بیریایی رقم میخورد…
سعید پورایمانی
تمامی حقوق این سایت محفوظ است.